کافه کلاسیک


+ نوشته شده در  جمعه دهم تیر 1390ساعت 11:44 بعد از ظهر  توسط عباس چترفیروزه  | 

ندارد

از بس که بی کارم وقت نمی کنم کمی به خودم برسم. دو سه جا رزومه دادم ولی فکر کنم آخرش من هستم و همون کانون تبلیغاتی مینافام .
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390ساعت 11:51 بعد از ظهر  توسط عباس چترفیروزه  | 

شروع سال جدید

بلاخره دهه بسیار بسیار کوفتی ۸۰ تمام شد.  

آغازسال ۱۳۹۰ رو به تمامی دوستان و آشنایان عزیز تبریک عرض می کنم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390ساعت 11:46 قبل از ظهر  توسط عباس چترفیروزه  | 

بازگشت دوباره

کم کم آماده سفر می شوم .
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم بهمن 1389ساعت 7:33 قبل از ظهر  توسط عباس چترفیروزه  | 

آیا با شنیدن صدای موسیقی جا خوردین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آذر 1389ساعت 11:6 بعد از ظهر  توسط عباس چترفیروزه  | 

 سال پيش من در شرکت سوئدى ولوو

Volvo  

استخدام شدم. کار کردن در اين شرکت تجربه جالبى

 براى من به وجود آورده است.   اينجا هر پروژه‌اى حداقل ٢ سال طول مي‌کشد تا نهايى شود، حتى اگر ايده ساده و واضحى باشد. اين قانون اينجاست.

 جهانى شدن ( Globalization)   باعث شده است که همه ما در جستجوى نتايج فورى و آنى باشيم. و اين مشخصاً با حرکت کند سوئدي‌ها در تناقض است. آن‌ها معمولاً تعداد زيادى جلسه برگزار مي‌کنند،

 بحث مي‌کنند، بحث مي‌کنند، بحث مي‌کنند و خيلى به آرامى کارى را پيش مي‌برند. ولى در انتها، اين شيوه هميشه به نتايج بهترى مي‌انجامد. به عبارت ديگر:

1- سوئد در حدود  450000  کيلومتر مربع وسعت دارد.

2- سوئد حدود 9 ميليون جمعيت دارد.
3- استكهلم، پايتخت سوئد كه به پايتخت اسكانديناوي

 نيز مشهور است حدود  78000 نفر جمعيت دارد.
4- ولوو، اسکانيا، ساب، الکترولوکس و اريکسون
برخى از شرکت‌هاى توليدى سوئد هستند.اولين روزهايي كه در سوئد بودم، يکى از همکارانم

 هر روز صبح با ماشينش مرا از هتل برمي‌داشت و به محل کار مي‌برد. ماه سپتامبر بود و هوا کمى سرد و برفى. ما صبح‌ها زود به کارخانه مي‌رسيديم

 و همکارم ماشينش را در نقطه دورى نسبت به ورودى ساختمان پارک مي‌کرد. در آن زمان، ٢٠٠٠ کارمند ولوو با ماشين شخصى به سر کار مي‌آمدند.روز اول، من چيزى نگفتم، همين طور روز دوم و سوم.

 روز چهارم به همکارم گفتم:  آيا جاى پارک ثابتى داري؟

 چرا ماشينت را اين قدر دور از در ورودى پارک مي‌کنى

 در حالى که جلوتر هم جاى پارک هست؟او در جواب گفت: براى اين که ما زود مي‌رسيم و وقت براى پياده‌رفتن داريم. اين جاها را بايد براى کسانى

بگذاريم که ديرتر مي‌رسند و احتياج به جاى پارکى نزديک‌تر به در ورودى دارند تا به موقع به سرکارشان برسند. تو اين طور فکر نمي‌کني؟

" ميزان شرمندگى مرا خودتان حدس بزنيد! "

اين روزها، جنبشى در اروپا راه افتاده به نام غذاى آهسته ( Slow Food ). اين جنبش مي‌گويد که مردم بايد به آهستگى بخورند و بياشامند ، وقت کافى

 براى چشيدن غذايشان داشته باشند، و بدون هرگونه عجله و شتابى با افراد خانواده و دوستانشان وقت بگذرانند. غذاى آهسته در نقطه مقابل غذاى

سريع (Fast Food) و الزاماتى که در سبک زندگى به همراه دارد قرار مي‌گيرد. غذاى آهسته پايه جنبش بزرگترى است که توسط مجله بيزنس طرح شده و  يک "اروپاى آهسته" ناميده شده است. اين جنبش اساساً حس شتاب و ديوانگي به وجود آمده بر اثرنهضت جهانى شدن را زير سوال مي‌برد. نهضتى که کميّت را جايگزين کيفيت در همه شئون زندگى ما کرده است.

مردم فرانسه با وجودى که ٣٥ ساعت در هفته کار

 مي‌کنند امّا از آمريکائي‌ها و انگليسي‌ها مولّدترند .

 آلماني‌ها ساعت کار هفتگى را به 28/8 ساعت

 تقليل داده‌اند و مشاهده کرده‌اند که بهره‌ورى و قدرت

 توليدشان ٢٠%   افزايش يافته است. اين گرايش به

 آهستگى و کندکردن جريان شتاب آلود زندگى، حتى

 نظر آمريکائي‌ها را هم جلب کرده است.

 البته اين گرايش به عدم شتاب، به معنى کمتر کار

 کردن يا بهره‌ورى کمتر نيست. بلکه به معنى انجام

 کارها با کيفيت، بهره‌ورى و کمال بيشتر، با توجه

 بيشتر به جزئيات و با استرس کمتر است. به معنى

 برقرارى مجدّد ارزش‌هاى خانوادگى و به دست آوردن

 زمان آزاد و فراغت بيشتر است. به معنى چسبيدن به

حال در مقابل آينده نامعلوم و تعريف نشده است. به معنى

 بها دادن به يکى از اساسي‌ترين ارزش‌هاى انسانى يعنى

 ساده زندگى کردن است.

هدف جنبش آهستگى، محيط‌هاى کارى کم تنش‌تر، شادتر

 و مولّدترى است که در آن‌، انسان‌ها از انجام دادن کارى

 که چگونگى انجام دادنش را به خوبى بلدند، لذت مي‌برند.

 اکنون زمان آن فرا رسيده است که توقف کنيم و درباره

 اين که چگونه شرکت‌ها به توليد محصولاتى با کيفيت بهتر،

 در يک محيط آرامتر و بي‌شتاب و با بهره‌ورى بيشتر

 نياز دارند، فکر کنيم.


 × بسيارى از ما زندگى خود را به دويدن در پشت سر

 زمان مي‌گذرانيم امّا تنها هنگامى به آن مي‌رسيم که بر

 اثر سکته قلبى يا در يک تصادف رانندگى به خاطر

عجله براى سر وقت رسيدن به سر قرارى، بميريم.

 × بسيارى از ما آنقدر نگران و مضطرب زندگى خود

 در آينده هستيم که زندگى خود در حال حاضر، يعنى

 تنها زمانى که واقعاً وجود دارد را فراموش مي‌کنيم.

 × همه ما در سراسر جهان، زمان برابرى در اختيار

داريم. هيچکس بيشتر يا کمتر ندارد. تفاوت در اين است

 که هر يک از ما با زمانى که در اختيار داريم چکار

 مي‌کنيم. ما نياز    داريم که هر لحظه را زندگى کنيم.

به گفته جان ‌لنون، خواننده معروف: زندگى آن چيزى

است که براى تو اتفاق مي‌افتد، در حالى که تو سرگرم

 برنامه‌ريزي‌هاى ديگرى هستى.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389ساعت 9:21 بعد از ظهر  توسط عباس چترفیروزه  | 

خلاقیت

خلاقانه ترین کاری که تو زندگیتون کردین چیه؟

هر آدم باهوشی خلاق نیست ولی هر آدم خلاقی باهوشه و ... اینها صحبتهای دکتر بهرنگی هست کسی که تو ایران بالاترین درجه استادی رو داره . از برکت وجودی سایت فکر نو ( حمید میرزاآقایی ) ناهار رو تو سومین کنفرانس خلاقیت ایران ( تاسف آوره نه؟ ) با جناب استاد بهرنگ خوردیم خیلی تجربه خوبی بود . احتمالا امسال استاد چهره ماندگار خواهند شد !!!

۲ نکته

۱- جناب بختیاری موسس آیس پک میهمان افتخاری بودند . نکته اینکه گفت من وقتی آیس پک رو راه انداختم که کاملا ورشکسته شده بودم ( واقعا گوشهای ملت رو دراز فرض کرده ؟ جو گییییییییییر) .

از رئیس مالکیت صنعتی شکایت کرده چون اسم آیس پک رو با دریافت رشوه میفروخته

۲- یک آقای مهندسی از ایران خودرو اومده بود . میگفت قراره سازمان ما سال ۹۳ بهترین سازمان بشه . تا حالا ۱۰ ثبت اختراع داشتن ( سطل آشغال و پایه و اینا ) . جالبه ّIBM  سالی حدودو ۲۰۰ هزار طرح جدید توسط کارمندانش دریافت میکنه حالا خودتون قیاس بفرمائین.  من خیلی شاکی شدم نتونستم خودم رو کنترل کنم هرچی از دهنم دراومد وسط کارگاه بارش کردم. دلیل اصلیش یکی از دوستانم بود . بنده خدا ۵ ساله ازدواج کرده وقتی وارد ایران خودرو شده بود دیپلم داشت . شبها شیف می موند و روزها درس میخوند . الان لیسانس مکانیک داره رفته برای ارتقا درخواست داده بهش گفتن یا دیپلم یا بسلامت . این درحالی هستش که رئیس خط مدرکش دیپلمه . مرزها رو بستن دارن گاری میسازن میدن دست مردم بیچاره حالا جو گیر شدن نمی فهمن چی دارن میگن.

 

پی نوشت: همون جمله اول لطفا جواب بدین

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 9:38 بعد از ظهر  توسط عباس چترفیروزه  | 

...

سلام به دوستان فراموش نشدنی

خیلی مخلصیم

آنقدر درگیر کار و زندگی شدم که حتی وقت نمی کنم یه سری بیام اینجا   .

یک سوال بنظر شما آیا جنک میشود؟ آیا قراره بیشتر از این به گ. برویم؟ واقعا چه بلایی داره سرمون میاد؟

+ نوشته شده در  شنبه دهم مهر 1389ساعت 9:59 قبل از ظهر  توسط عباس چترفیروزه  | 

اينجا كجاست؟

.....در حال جمع آوري اطلاعات......

پی نوشت: متاسفم برای خودم برای همگی . کم آوردم حدود ۵۰۰ جمله آماده شده و همچنان اگر بخواهم جستجو کنم مطالب زیادی را خواهم یافت. فکر کنم اگر اینها رو منتشر کنم فرداش میان دنبالم .


+ نوشته شده در  شنبه سی ام مرداد 1389ساعت 1:42 بعد از ظهر  توسط عباس چترفیروزه  | 

۱-چند روز پیش تو ایستگاه مترو بودم و منتظر قطار خیلی آدم وایساده بودن . وقتی قطار اومد یهو دیدم ۵۰ تا ۶۰ نفر دورم کردن . آقا اصلا انرژی از خودم بابت سوار شدن مصرف نکردم. اینقدر فشار بالا بود که نگو . خلاصه یک دستم به جیبم بود یه دستمم بله  . تو قطار یکی رو دیدم خیلی باحال بود عین این کشتی گیرهای ژاپنی دولا شده بود و از ترس اینکه نکنه یکی این وسطا به زنش برخورد کنه در تلاطم بود.  اینم از متروی شهری

۲- رفتم بازار واسه آتلیه پارچه بخرم . هوا بس ناجوانمردانه گرم بود که دیدم بازار به حالت کاملا تعطیل بود. اینم از بازار

۳-میان ترم یکی از درس هام رو نتونستم بخونم از ۸ نمره شدم ۰.۲ پایان ترم خودکشی کردم از ۱۲ شدم ۸.۷۱ استاد عزیز نمره نهایی ۸.۹۱ رد فرمودند. این یعنی دقت نظر و عدالت و کیفیت آموزشی .

۴- این ۲ هفته تا دلتون بخواد افراد ثروتمند تنها دیدم.

۵-کی پایه میشه بریم ارمنستان؟

۶- حال کردین مسائل هیچ ربطی به هم  نداشتن!!! ولی همش جدی بود

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم تیر 1389ساعت 2:34 بعد از ظهر  توسط عباس چترفیروزه  | 

مطالب قدیمی‌تر